در این وادی همه دل خفته هستند![]()
به نـاگـه دل به هــر بیـگانه بسـتند![]()
دران ایام که عشق را وعده بستند![]()
جـدا از عشـق تـبر بر ریشه بستند![]()
به لـب مـی گـفته انـد ای یـار نازی![]()
چـو نامردان از عشـق بـویی نبردند![]()
به لـب حـرف و حدیث دلـها ربـودند![]()
نبینند روز خـوش ان مـردمـان چون![]()
که جـام عاشــقان را کرده اند خون![]()
برچسب:
نویسنده: یونا خوشنام