
این برگهای زردبه خاطر پاییز نیستکه از شاخه میافتندقرار است تو از این کوچه بگذری و آنهاپیشی میگیرند از یکدیگربرای فرش کردن مسیرت.. گنجشکهااز روی عادت نمیخوانند،سرودی دستهجمعی را تمرین میکنندبرای خوشآمد گفتنبه تو.. باران برای تو میباردو رنگینکمان– ایستاده بر پنجهی پاهایش –سرک کشیده از پسِ کوهتا رسیدن تو را تماشا کند. نسیم هم مُداممیرود و بازمیگرددبا رؤیای گذر از درز روسریو دزدیدن عطر موهایت!زمین و عقربهی ساعتهابرای تو میگردندو منبه دورِ تو! ...
ادامه مطلب
این برگهای زردبه خاطر پاییز نیستکه از شاخه میافتندقرار است تو از این کوچه بگذری و آنهاپیشی میگیرند از یکدیگربرای فرش کردن مسیرت.. گنجشکهااز روی عادت نمیخوانند،سرودی دستهجمعی را تمرین میکنندبرای خوشآمد گفتنبه تو.. باران برای تو میباردو رنگینکمان– ایستاده بر پنجهی پاهایش –سرک کشیده از پسِ کوهتا رسیدن تو را تماشا کند. نسیم هم مُداممیرود و بازمیگرددبا رؤیای گذر از درز روسریو دزدیدن عطر موهایت!زمین و عقربهی ساعتهابرای تو میگردندو منبه دورِ تو! ...
ادامه مطلب
من همان شبان عاشقم سینه چاک و ساکت و غریب بیتکلف و رها در خراب دشتهای دور در پی تو میدومساده و صبوریک سبد ستاره چیدهام برای تویک سبد ستارهکوزه ای پرآبدستهای گل از نگاه آفتاب یک عبا برای شانههای مهربان تودر شبان سردچاروقی برای گامهای پرتوان تودر هجوم درد من همان بلال الکنم در تلفط تو ناتوان آه از عتاب! ...
ادامه مطلب
پر است خلوتم از یاد عاشقانه ی او گرفته باز دل کوچکم بهانه ی او نسیم رهگذر این بار هم نیاورده به دست قاصدکی نامه با نشانه ی او...
ادامه مطلب