
گاهی که خیلی غمگین میشوم گریه نمیکنم فقط لبخندی کش دار و تلخ به گذر زمانو مختصات مکان حواله میدهمو بی مهابا پاهایم را تکان میدهم و خیره به دیوار سفید همیشگیِ رو...
ادامه مطلب
این برگهای زردبه خاطر پاییز نیستکه از شاخه میافتندقرار است تو از این کوچه بگذری و آنهاپیشی میگیرند از یکدیگربرای فرش کردن مسیرت.. گنجشکهااز روی عادت نمیخوانند،سرودی دستهجمعی را تمرین میکنندبرای خوشآمد گفتنبه تو.. باران برای تو میباردو رنگینکمان– ایستاده بر پنجهی پاهایش –سرک کشیده از پسِ کوهتا رسیدن تو را تماشا کند. نسیم هم مُداممیرود و بازمیگرددبا رؤیای گذر از درز روسریو دزدیدن عطر موهایت!زمین و عقربهی ساعتهابرای تو میگردندو منبه دورِ تو! ...
ادامه مطلب
این برگهای زردبه خاطر پاییز نیستکه از شاخه میافتندقرار است تو از این کوچه بگذری و آنهاپیشی میگیرند از یکدیگربرای فرش کردن مسیرت.. گنجشکهااز روی عادت نمیخوانند،سرودی دستهجمعی را تمرین میکنندبرای خوشآمد گفتنبه تو.. باران برای تو میباردو رنگینکمان– ایستاده بر پنجهی پاهایش –سرک کشیده از پسِ کوهتا رسیدن تو را تماشا کند. نسیم هم مُداممیرود و بازمیگرددبا رؤیای گذر از درز روسریو دزدیدن عطر موهایت!زمین و عقربهی ساعتهابرای تو میگردندو منبه دورِ تو! ...
ادامه مطلب
هوا سرد استمن از عشق لبریزمچنان گرممچنان با یاد تو در خویش سرگرممکه رفت روزها و لحظهها از خاطرم رفته است هوا سرد است اما منبه شور و شوق دلگرممچه فرقی میکند فصل بهاران یا زمستان است؟تو را هر شب درون خواب میبینم.. تمام دستههای نرگس دیماه را در راه میچینمو وقتی از میان کوچه میآییو وقتی قامتت را در زلال اشک میبینمبه خود آرام میگویم:دوباره خواب میبینم!دوباره وعدهی دیدارمان در خواب شب باشد بیا..من دستههای نرگس دی ماه را در راه میچینم. لیلا مؤمنپور ...
ادامه مطلب