
گاهی که خیلی غمگین میشوم گریه نمیکنم فقط لبخندی کش دار و تلخ به گذر زمانو مختصات مکان حواله میدهمو بی مهابا پاهایم را تکان میدهم و خیره به دیوار سفید همیشگیِ رو...
ادامه مطلب
این برگهای زردبه خاطر پاییز نیستکه از شاخه میافتندقرار است تو از این کوچه بگذری و آنهاپیشی میگیرند از یکدیگربرای فرش کردن مسیرت.. گنجشکهااز روی عادت نمیخوانند،سرودی دستهجمعی را تمرین میکنندبرای خوشآمد گفتنبه تو.. باران برای تو میباردو رنگینکمان– ایستاده بر پنجهی پاهایش –سرک کشیده از پسِ کوهتا رسیدن تو را تماشا کند. نسیم هم مُداممیرود و بازمیگرددبا رؤیای گذر از درز روسریو دزدیدن عطر موهایت!زمین و عقربهی ساعتهابرای تو میگردندو منبه دورِ تو! ...
ادامه مطلب
این برگهای زردبه خاطر پاییز نیستکه از شاخه میافتندقرار است تو از این کوچه بگذری و آنهاپیشی میگیرند از یکدیگربرای فرش کردن مسیرت.. گنجشکهااز روی عادت نمیخوانند،سرودی دستهجمعی را تمرین میکنندبرای خوشآمد گفتنبه تو.. باران برای تو میباردو رنگینکمان– ایستاده بر پنجهی پاهایش –سرک کشیده از پسِ کوهتا رسیدن تو را تماشا کند. نسیم هم مُداممیرود و بازمیگرددبا رؤیای گذر از درز روسریو دزدیدن عطر موهایت!زمین و عقربهی ساعتهابرای تو میگردندو منبه دورِ تو! ...
ادامه مطلب